|
آسمان آبی تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم.
| ||
|
روزی از خدا خواستم کل عمرم را بگیرد یکبار ببینمش... منی که درد کشیدم هر بار با دلگرفته... امروز قبل اذان وسط کلاس دلم گرفت بدجورها... این دل گرفتن ها مال قلب است... .. قلب یک عدد است همیشه یک عدد است... دلم گرفت.... دلش گرفته بود... گوشی ام خاموش بود نگاه ساعتم کردم ضربان رسیده بود به ۱۱۴... نزدیک ان حوالی بود... رادار قلبم می گفت... امروز چندمین چهارشنبه امامزاده صالح است؟ یادم نیست...من با تمام وجودم از خدا خواستم شش سال و اندی نه خیلی بیشتر تکلیف شناسنامه ام را روشن کند منم بنویسم بدون خودسانسوری.... یکی نوشته چرا ما کسی را دوست داریم ما را دوست ندارد... پاسخ؛ برو خدا رو شکر کن قلبت حس و حال اونی که نمی خوادت رو نمی فهمه.... این وحشتناک تره. یدفعه من داشتم عاشورا به خدا می گفتم قلبم غیر ارادی تو خلقش کردی جوابش رو بده...کل این حس و عشق رو بده با اونی که دوست داره خوشبخت باشه بعد وسط مناجات من یهو شروع کرد تپیدن...اونجا گریه کردم به امام حسین گفتم به منم صبرش رو بده....بعد از من راه حل می خواید؟؟؟؟
من خودم عجیب ترین قلب دنیا رو دارم با عجیب ترین و بدقلق ترین احساس.... در DSM هم براش اختلالی ثبت نشده... [ چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ ] [ 13:55 ] [ آیه های آسمان ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||