آسمان آبی
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم. 
قالب وبلاگ
لینک های مفید



بیش از دو سال پیش مادرم گفت یک عالمه داعشی با این ماشین سنگین گنده های جنگی ریختند سرم بچه ای نوزاد را از اغوشم ببرند...آن طرف مرزها....

دو سال گذشت روی کاناپه کنار گل پسر خواب دیدم بچه ای در اغوشم است عین خودم چشم و ابروی مشکی.... مشکی .... عین کودکی ام.... الماسی روی صورتش بود....

خواب هایم را کنار هم می گذارم از شمشیر اخته که بین من و ان ادم بود... تا سری که روی زانویم بود و هیولایی که شب می امد و من که دنبال قلوه بودم و کباب و چیزهای مقوی برای گل پسر و او...تا کلی ادم ناشناس...یکی با پسری دو ساله ....یکی با دختری.... کلی زن خطرناک.... خطرناکا....مردهایی که نمی شناختم... این وسط فقط قلبم را ندیدم صورتش را یعنی بین ان ادم هاست اما وقتی نزدیکم بود در خواب ندیدم... خوابی که سوره حمد خواندم که داشتم با شمشیر یکی می جنگیدم ان طرف بود مریض بود انگار کله اش معلوم بود.... واقعا توقع زیادی است از من که تازه صدای بابام رو تشخیص دارم می دم و باقی رو.... اما دقت می کنم می بینم صورت سبحان هم زیاد یادم نیست..... تا چادری که دستی نامرئی انگار کشید ....شکایت طوبی....به کنار... اسفند نزدیک است ده سال از قتلش می گذرد.... شکایت سبحان و صالح و سمانه را کجا ببرم؟

داعشی ها هم ادعای ایمان دارندها در جریانی اید؟ اما بچه می کشند....اتش می زنند سر جنازه های سر بریده قامت نماز می بندند تازه محمد جولانی که ۲۴ ساعته حج میره....

دو سال و اندی است مرا به زور می خواهند بچسبانند به کسی که در خوابم هم مرده صورتش تجزیه شده.... باید جدا شوم رسمی اما جدایی ام مال شب قدر ۱۴۰۰ است....اصلا من حلالمو از خدا خواستم ائمه رو واسطه کردم... دخالت بیجا برا چی بود؟ من اینا ظلم کردم گفتم اشکال نداره بخشیدم... دیگه تهمت و غیبت و تجسس و سخن چینی و قضاوت و دخالت بعدش که شاملش نبود‌.... ظلم کردن بعد کل ناموس و عزیزان و محارم منو اوردن وسط.... بابا ظلم اشکال نداره وجدان و انصاف هم نچ؟

این جماعت از خون بچه می گذرند؟

من با تمام وجودم اما با خدا می گویم...من دیوانه.... اما دیوانه ها هم حق و حقوق دارند خدا دارند.

اولین جمله ام این است گفتی امین هستی که درد و دل کردم با تو....

بقیه بین من و خداست در نجف....

هیچم نمی گم با بقیه....

برگردیم به قهرم ادامه بدم خسته ام.

[ چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۴ ] [ 18:42 ] [ آیه های آسمان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

.
بطری وقتی پُره و میخوای خالی کنی
خمِش میکنی دیگه!!
.
دلِ آدمم همینطوره
بعضی وقت ها از غم،حرف و طعنه دیگران پُر میشه...
.
خدا میگه ما می‌دونیم و اطلاع داریم
دلت میگیره به خاطر حرف های که میزنند
.
پس سرت رو به سجده بگذار و خدا رو تسبیح کن📿
.
+شیخ رجبعلی خیاط
لینک های مفید
امکانات وب

دانلود آهنگ